جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

219

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

از نظر عيسويان با همان صلابتى مستور ساخته است كه ريسمان آرون بين زندگان و اموات حايل است . ولى از توضيحاتى كه بعضى از اروپائيان كه آنجا را ديده‌اند باقى گذاشته و با شرحى كه خود مسلمين دربارهء آن نوشته‌اند و گفته‌اند مىتوانيم نظريهء صحيحى راجع به آن اتخاذ كنيم . 1 - بست - وصل به طاق‌نما كه ساعتى هم اروپائى در بالاى آن نصب شده است تا صد متر يا بيشتر راهرو از ميان بازار پرازدحامى تا دروازهء مسجد امتداد دارد . در اين فاصله محدود حداكثر جمعيت گرد آمده‌اند و چنين مىنمايد كه حد اعلاى خريد و فروش هم اينجا در جريان است . زوارى كه در داخل اين محوطه اقامت دارند مىتوانند تمام وسايل زندگانى را در همانجا خريدارى كنند . بعلاوه سوغات سفر هم از هر سو نظرشان را جلب مىكند از قبيل مصنوعات خود مشهد و اسباب دعا و جواهرات كم‌بها و فيروزه كه عباراتى از قرآن بر آن حك شده است ، اما عمده‌ترين اختصاص كه راجع به اين محوطهء متوازى الاضلاع هست آن است كه جزو آستانه است و خاكش مقدس محسوب مىشود ، ازاين‌رو پناهگاهى غيرقابل تجاوز يا بست براى هر فرد خلاف‌كارى است كه بتواند به آن حريم داخل شود . بعضى از نويسندگان نقل كرده‌اند كه حتى عيسويان و يهوديان و گبرها نيز مىتوانند با همين قصد از آن استفاده نمايند ، اما ديگران اين مطلب را انكار دارند ولى براى هر مسلمانى كه مورد تعقيب باشد نقطهء مصونى است و از آن پناهگاه مىتواند با تعقيب‌كنندگان مذاكره و راجع به ميزان تنخواه در صورتى كه از آن‌جا قصد خروج داشته باشد توافق حاصل كند « 1 » .

--> ( 1 ) - در ايران بست‌نشينى با آنكه دليلش معلوم نيست ظاهرا در سه محل مقدور است . اول در بناهاى مقدس يا مساجد ( نظير هلال محراب سايبان يهود ) دوم در اصطبل‌ها و بر دم اسبهاى ارباب يا سلطان يا افراد خانوادهء سلطنتى . سوم در جوار توپخانه مانند ميدان توپخانهء تهران بخصوص دربر گرفتن توپ بزرگى كه در بيرون قصر است . شاردن ( چاپ لانگله جلد هفتم ) مىنويسد كه در قرن پيش بست در مزار مقدسان بزرگ و دروازه قصر همايون در اصفهان و در آشپزخانه و اصطبل پادشاه هم مرسوم بوده است . انتخاب اصطبل شاه براى پناهگاه خاص شايد بمناسبت توجه سرشارى بود كه در آن سرزمين انواع اسبهاى اصيل و سواركاران ماهر به اين قسمت از دستگاه سلطنتى مبذول مىداشتند